4 ساعت پیش
زمان مطالعه : 8
بازخرید توکنها رونق گرفته است؛ اما آیا برای پروژههای رمزارزی مفید است؟
بازخرید و سوزاندن توکنها میتواند در کوتاهمدت با ایجاد تقاضا و کاهش عرضه، از قیمت توکن حمایت کند و ارتباطی میان درآمد پروتکل و منافع دارندگان توکن ایجاد کند. بااینحال، بازخرید بهتنهایی نشانه سلامت یا موفقیت یک پروژه نیست و تضمینی برای افزایش پایدار قیمت محسوب نمیشود.
پروژههای رمزارزی صدها میلیون دلار صرف خرید توکنهای خودشان میکنند. اما آیا بازخریدها ارزش ماندگاری ایجاد میکنند یا فقط باعث میشوند توکنها باارزشتر از آنچه واقعاً هستند به نظر برسند؟
همزمان با بلوغ صنعت رمزارز و الگوبرداری بیشتر آن از روشهای مالی سنتی، پروژههای رمزارزی نیز شروع به پذیرش برخی رفتارهای شرکتهای سهامی عام کردهاند.
جدیدترین تب فراگیر در دنیای رمزارز، بازخرید توکنهاست: استفاده از درآمد برای خرید دوباره توکن خود پروژه.
در این رابطه بخوانید : اسلشینگ (Slashing) چیست؟ و چگونه میتوان از آن در امان ماند؟
پروژههای رمزارزی تاکنون در سال ۲۰۲۶ حدود ۶۴۰ میلیون دلار صرف این کار کردهاند؛ رقمی که تقریباً ۱۷ درصد بیشتر از مدت مشابه سال قبل و یک مرتبه بزرگتر از مبلغ ۳۶۶ هزار دلاریِ هزینهشده در سال ۲۰۲۴ است. هایپرلیکوئید و پامپ.فان تقریباً ۹۰ درصد از هزینههای فعلی را به خود اختصاص دادهاند.
دلیل ناگهانی این استقبال چیست؟
بازخریدها میتوانند برای یک توکن تقاضا ایجاد کنند، درحالیکه سوزاندن توکنها میتواند عرضه را کاهش دهد و ارزش هر توکن را بیشتر کند. این پویایی میتواند باعث ایجاد فشار صعودی بر قیمت توکن شود.
همچنین بازخریدها ارتباط ملموستری میان دارندگان توکن و فعالیت اقتصادی پروتکل زیربنایی ایجاد میکنند. اورست گاوریلیاک، مدیر ارشد حقوقی تجمیعکننده صرافی غیرمتمرکز واناینچ، به مجله گفت:
وقتی پروژهها بازخرید و سوزاندن توکنها را با استفاده از درآمد اجرا میکنند، معمولاً یکی از دو هدف را دنبال میکنند: یا کاهش عرضه توکن در گردش، یا نشان دادن منطق سرمایهگذاری در درآمدهای پروتکل.
گاوریلیاک میگوید به کاربران گفتن اینکه یک پروژه توکنها را خریداری و سوزانده است، بسیار سادهتر و مستقیمتر از توضیح دادن درباره نحوه عملکرد حقوق حاکمیتی، چگونگی تعیین کارمزدها یا نحوه استفاده از پروتکل است.
اما روی دیگر ماجرا نیز وجود دارد: هر دلاری که یک پروتکل برای خرید توکن خود هزینه میکند، درواقع یک دلار کمتر برای استخدام توسعهدهندگان، گسترش کسبوکار، تقویت ترازنامه یا ساخت محصول در اختیار دارد.
بنابراین، با تبدیل شدن بازخریدها به یکی از داغترین ابزارهای توکنومیک در حوزه رمزارز، آیا این اقدام واقعاً برای پروژههایی که از آن استفاده میکنند مفید است؟
چرا پروژههای رمزارزی توکن خودشان را میخرند؟
ممکن است از خود بپرسید آیا خرید توکن خود پروژه اقدامی معکوس و غیرسازنده نیست. بالاخره پروژهها معمولاً توکنها را میفروشند تا برای پوشش هزینههایشان سرمایه جذب کنند.
تقریباً همینطور است، اما با یک نکته مهم. استفاده از درآمد ایجادشده برای بازخرید توکنها و سپس نگهداری یا سوزاندن آنها ارتباطی ضمنی میان موفقیت پروتکل و ارزش توکن آن ایجاد میکند. این موضوعی است که پروژههای رمزارزی مدتها با آن مشکل داشتهاند. مکس شنون، پژوهشگر ارشد در بیتوایز اروپا، توضیح میدهد:
بازخرید و سوزاندن توکن همچنان راهی مؤثر برای انتقال ارزش به دارندگان توکن است: این اقدامات بهطور مستمر در بازار آزاد برای توکن تقاضای خرید ایجاد میکنند و موفقیت توکن را مستقیماً به پذیرش پلتفرم گره میزنند.
این اتفاق برای صنعتی که طی چند سال گذشته زمان خود را صرف دنبال کردن روایتها یا سفتهبازی بر اساس نظریه احمق بزرگتر کرده، یک تغییر اساسی محسوب میشود کاربرانی که فارتکوین یا پینات دِ اسکویرل را خریدند، این کار را به دلیل مدلهای اقتصادی مستحکم آنها انجام ندادند.
همچنین بخوانید : متادیتا (metadata) در تراکنش های بلاک چین چیست؟
برخی پروتکلها این ایده را بسیار فراتر از دیگران دنبال میکنند. برای مثال، هایپرلیکوئید از ۹۹ درصد درآمد خود برای خرید و سوزاندن HYPE استفاده کرده است و ۵۰ درصد درآمد Pump.fun نیز صرف خرید و سوزاندن توکن این پروژه میشود؛ بهطوریکه تاکنون توکنهایی به ارزش ۴۴۶.۶۵ میلیون دلار از PUMP از چرخه گردش خارج شدهاند.

سوزاندن HYPE. منبع: هایپرلیکوئید
پروتکل زیرساختی دیفای، اسپارک، مدل متفاوتی را ارائه میدهد. به گفته سم مکفرسون، همبنیانگذار و مدیرعامل این پروژه، اسپارک با استفاده از مازاد پروتکل، بیش از ۱۴۳ میلیون توکن SPK را از طریق بازخرید در بازار آزاد خریداری کرده است.
اما این توکنها سوزانده نشدند و در عوض در خزانه اسپارک باقی ماندند تا به مشارکتکنندگان بلندمدت در این اکوسیستم پاداش داده شود. مکفرسون به مجله میگوید هدف صرفاً کاهش عرضه نیست:
دارندگان توکن باید در موفقیت اقتصادی بلندمدت پروتکل مشارکت داشته باشند، نه اینکه هر بار پروتکل درآمد ایجاد میکند، صرفاً یک توزیع دریافت کنند.
او میگوید بازخریدها به اسپارک اجازه میدهند این همراستایی را ایجاد کند و در عین حال انعطافپذیری خود را درباره نحوه و زمان استفاده نهایی از SPKهای خریداریشده حفظ کند. به این ترتیب، پروتکل میتواند توکن خود را از نظر اقتصادی مرتبط و معنادار کند، نه اینکه آن را به صرفاً یک سازوکار پرداخت سود تبدیل کند.
بازخرید توکن همچنین روشی بسیار کارآمد از نظر مالیاتی برای بازگرداندن درآمد به دارندگان توکن است، زیرا کاربران در مقایسه با دریافت سود سهام یا پاداشها، با صورتحساب مالیاتی سنگینی مواجه نمیشوند.
آیا خرید توکن واقعاً بهترین راه استفاده از این پول است؟
با اینکه همه این موارد کاملاً منطقی به نظر میرسند، پرسش مهمتر این است که آیا خرید توکن خود پروژه واقعاً بهترین روش استفاده از منابع مالی آن است؟
احتمالاً این کار در همه موارد بهترین گزینه نیست. مکفرسون میگوید:
پرسش باید این باشد: بهترین استفاده باارزش از دلار مازاد بعدی چیست؟
او میگوید اگر یک پروتکل بتواند سرمایه خود را با بازدهی جذاب دوباره سرمایهگذاری کند، این کار میتواند ارزش بسیار بیشتری نسبت به توزیع درآمدها در زمان ایجاد آنها داشته باشد.

سوزاندن PUMP. منبع: Pump.fun
بازخریدها میتوانند از اقتصاد توکن حمایت کنند، بدون اینکه واقعاً زیربنای کسبوکار را بهبود دهند.
همچنین هیچ تضمین قطعیای وجود ندارد که بازخریدها به افزایش قیمت توکن منجر شوند. Pump.fun از ژوئیه ۲۰۲۵ بهطور تهاجمی در حال خرید و سوزاندن PUMP بوده است، اما قیمت این توکن همچنان حدود ۵۰ درصد پایینتر از بالاترین رکورد تاریخی خود در سپتامبر ۲۰۲۵ قرار دارد. UNI نیز تقریباً نیمی از رشد قیمتی خود را که پس از رونمایی یونیسواپ از پیشنهاد UNIfication در نوامبر ۲۰۲۵ به دست آورده بود، از دست داده است.
شنون اشاره میکند که عوامل بسیاری در شکلگیری این تغییرات قیمتی نقش داشتهاند؛ بنابراین این موارد ثابت نمیکنند که بازخریدها شکست خوردهاند. بااینحال:
آنها باعث شدهاند سرمایهگذاران بحث کنند که آیا این پروژههای شبیه استارتاپ، با کاهش سهم درآمد اختصاصیافته به بازخرید و سوزاندن توکن و سرمایهگذاری مجدد بیشتر روی تیم و خود پروژه، وضعیت بهتری پیدا نمیکنند.
سرمایهگذاران باید میان طرح بازخریدی که قیمتها را بالا میبرد و یک مدل کسبوکار موفق، تمایز دقیقی قائل شوند.
یک پروتکل پایدار که مازاد واقعی ایجاد میکند، ممکن است به این نتیجه برسد که خرید توکن خود بهترین استفاده از بخشی از آن پول است؛ اما به همان اندازه، پروژهای که بهسختی به فعالیت خود ادامه میدهد، ممکن است صرفاً تلاش کند با بازخرید توکنها قیمت را جابهجا کند. مکفرسون خاطرنشان میکند:
بازخرید، یک پروتکل ناپایدار را به پروتکلی پایدار تبدیل نمیکند.
وقتی یک توکن شبیه سهام به نظر میرسد
اگرچه بازخرید توکنها ممکن است در ظاهر شبیه برنامههای بازخرید سهام باشند، این به آن معنا نیست که توکنها در حال تبدیل شدن به سهام هستند.

UNI از زمان آغاز بازخرید و سوزاندن توکنها حدود ۵۰ درصد کاهش یافته است. منبع: کوینگکو
یک سهامدار مالک بخشی از یک شرکت است و ممکن است حق رأی، سود سهام یا ادعایی نسبت به داراییهای باقیمانده شرکت داشته باشد. دارندگان توکن معمولاً از همان حقوق قانونی برخوردار نیستند و اورست میگوید این تمایز بسیار مهم است. او میگوید:
این یک سازوکار بازار است، نه حقی که از نظر قانونی قابل اجرا باشد.
مکفرسون، توکن SPK را نوعی شبهسهام برای یک پروتکل آنچین توصیف میکند. اگرچه از منظر سنتیِ شرکتها، ساختار مالکیت قانونی وجود ندارد، اسپارک از نظر اقتصادی تلاش میکند بسیاری از ویژگیهای مشابه را ایجاد کند: مشارکت در حاکمیت، همراستایی بلندمدت و سازوکاری که از طریق آن، متعهدترین افراد به پروتکل بتوانند از موفقیت آن بهرهمند شوند.
وقتی بازخریدها شروع به شبیه شدن به سود سهام میکنند
اما همزمان با اینکه حوزه رمزارز شروع به الگوبرداری از بازخریدهای مالی سنتی میکند، ممکن است ابرهای طوفانی در افق در حال شکلگیری باشند؛ زیرا قانونگذاران در حال بررسی این موضوع هستند که این سازوکارها در عمل چه ماهیتی دارند.
اگرچه قانون شفافیت بازار داراییهای دیجیتال (CLARITY) مصوب ۲۰۲۵ همچنان در مرحله پیشنویس قرار دارد و نباید آن را قانونی قطعی و نهایی تلقی کرد، گاوریلیاک میگوید چارچوب پیشنهادی این قانون، پرسش اصلی درباره منشأ ارزش یک توکن را برجسته میکند:
اگر ارزش آن از کارکرد خود شبکه ناشی شود، در این صورت دارایی شبیه یک کالا به نظر میرسد. اما اگر ارزش آن بر تلاشهای تیم پروژه در زمینه عرضه محصول، بازاریابی یا فراهم کردن بازده برای دارندگان توکن استوار باشد، آن دارایی دیگر یک اوراق بهادار است. در نهایت، لباس سهام را بر تن توکن نپوشانید و انتظار نداشته باشید که همچنان یک کالا باقی بماند.
در نهایت، سرمایهگذاران رمزارزی میخواهند بدانند چه چیزی در زیربنای یک توکن قرار دارد درآمد، کاربران و اقتصاد پایدار و همچنین نوعی سازوکار معتبر که بهواسطه آن، توکن بتواند از این عوامل بهرهمند شود.
همانطور که گاوریلیاک اشاره میکند، بازخریدها ممکن است راهحلی برای این مسئله ارائه دهند، اما میتوانند صرفاً شکل دیگری از مهندسی مالی نیز باشند که باعث میشود یک توکن باارزشتر از ارزش واقعی خود به نظر برسد، بدون اینکه مشکلات زیربنایی آن را برطرف کنند:
اگر بازخریدها متوقف شوند، آیا همچنان دلیلی برای نگهداری توکن وجود خواهد داشت؟ اگر پاسخ منفی است، مشکل عمیقتر از توکنومیک است.
نتیجهگیری
بازخرید و سوزاندن توکنها میتواند در کوتاهمدت با ایجاد تقاضا و کاهش عرضه، از قیمت توکن حمایت کند و ارتباطی میان درآمد پروتکل و منافع دارندگان توکن ایجاد کند. بااینحال، بازخرید بهتنهایی نشانه سلامت یا موفقیت یک پروژه نیست و تضمینی برای افزایش پایدار قیمت محسوب نمیشود.
مهمترین مسئله این است که پروژه درآمد مازاد خود را چگونه مصرف میکند. اگر پروتکل درآمد واقعی، کاربران فعال، محصول کاربردی و امکان رشد داشته باشد، بازخرید میتواند بخشی منطقی از راهبرد اقتصادی آن باشد. اما اگر بازخرید صرفاً برای بالا نگهداشتن قیمت و جلب توجه سرمایهگذاران انجام شود، ممکن است منابع ارزشمندی را از توسعه محصول، استخدام نیرو و تقویت زیرساختها دور کند.
همچنین توکن، حتی اگر از نظر اقتصادی شبیه سهام طراحی شود، معمولاً حقوق قانونی یک سهامدار را ایجاد نمیکند. بنابراین دارندگان توکن نباید صرفاً بر اساس وعده بازخرید یا سوزاندن، آن را معادل سهام یا دریافت سود قطعی تلقی کنند.
در نهایت، ارزش پایدار یک توکن باید بر پایه عملکرد واقعی پروتکل، درآمد پایدار، کاربران و کاربرد آن شکل بگیرد؛ نه فقط اقدامات مالی مانند بازخرید و سوزاندن. پرسش اصلی برای ارزیابی هر پروژه این است: اگر بازخریدها متوقف شوند، آیا همچنان دلیل معتبری برای نگهداری آن توکن وجود دارد؟ اگر پاسخ منفی باشد، بازخریدها احتمالاً فقط ظاهر اقتصاد پروژه را بهبود دادهاند، نه بنیادهای آن را.
خرید و فروش ارزهای دیجیتال از امروز شروع کنید
ممکن است علاقه مند باشید
ثبت دیدگاه
لیست نظرات (0)
انتخاب سردبیر
مفاهیم پایه
بیشتر بخوانید























