20 دقیقه پیش
زمان مطالعه : 9
میمکوینها چگونه از گمانهزنی آنلاین به ریسک واقعی در جهان خارج تبدیل شدند
میمکوینها برای جذب خریداران به فناوریِ قوی یا کاربرد کاراییِ روشن نیاز ندارند. ارزش آنها اغلب از چیزی سادهتر میآید: اینکه چه تعداد آدم در حال تماشاکردن، اشتراکگذاری و دربارهشان حرفزدن هستند. اما بهای این توجه چیست؟
کمپینهای میمکوین که قبلاً فقط آنلاین و برای سرگرمی و هیجان بود، الان دارند از مردم رفتارهای واقعی و حتی آسیبزا میخواهند: مثل شرابخواری یا کوتاهکردن م به شیوهای عجیب.
وقتی ویرالشدن از صفحه خارج شد
میمکوینها هیچوقت وانمود نکردهاند که چیزِ جدیای هستند. پروژههای دیگرِ بلاکچین اغلب خود را با وعدههایی مثل پرداختهای سریعتر، زیرساختِ مقیاسپذیر یا برنامههای غیرمتمرکز (DApps) معرفی میکنند. اما میمکوینها جذابیتشان را از شوخطبعی، بیمعنایی و ابتذال و فرهنگ اینترنت میگیرند.
یک عکس از یک سگ میتواند به یک دارایی یکمیلیارددلاری تبدیل شود. یک تصویر از یک قورباغه میتواند موجی از گمانهزنی را راه بیندازد. جوامع با شوخیهای مشترک، جملههای معروف (catchphrases) و هیجان جمعی دور هم جمع میشوند: اغلب با منطق بسیار کم جز انرژیِ مشارکت.
در این رابطه بخوانید : نیرو (NEIRO) چیست؟
برای بخش زیادی از عمرشان، میمکوینها بیشتر محدود به صفحهنمایشها بودند. ریسکها عمدتاً مالی بود. معاملهگران و گمانهزنها ممکن بود پولشان را در پیِ شتاب و مومنتوم از دست بدهند، اما خودِ میمها معمولاً خیلی فراتر از فیدهای شبکههای اجتماعی و رابطهای معاملاتی حرکت نمیکردند. اما این مرز در حال ضعیفشدن است.
بحثهای اخیر درباره Pump.fun، یک پلتفرم راهاندازی توکن مبتنی بر سولانا، نشان میدهد که تبلیغ میمکوینها شاید به سمت مسیری نگرانکنندهتر در حال حرکت است. گفته میشود برخی افراد برای کوتاه کردن موهایشان، نوشیدن مقدار زیادی الکل و تتو کردن نام توکن روی بدنشان، پیشنهادهای دریافت ارز دیجیتال را پذیرفتهاند.

پاداش میمکوین برای یک کوتاهی مو
آنچه زمانی سرگرمیِ محبوبِ گمانهزنیِ اینترنت بود، دیگر فقط این نیست که از شرکتکنندگان بخواهیم دکمه خرید را بزنند. در بعضی موارد، از آنها خواسته میشود خودشان را به تبلیغات زنده تبدیل کنند.
اینکه این شکل جدیدی از درگیری یا مشارکت اجتماعی است یا نشانهای نگرانکننده از اقتصادِ توجه، شایستهی بررسی جدی است.
میمکوینها همیشه دربارهی جلب توجه بودهاند
میمکوینها برای جذب خریداران به فناوریِ قوی یا کاربرد کاراییِ روشن نیاز ندارند. ارزش آنها اغلب از چیزی سادهتر میآید: اینکه چه تعداد آدم در حال تماشاکردن، اشتراکگذاری و دربارهشان حرفزدن هستند.
بیشتر ارزهای رمزنگاریشده (کریپتوها) تلاش میکنند ارزششان را از کاربردشان کسب میکنند: مثل فناوری جدید، کارایی بهتر یا مدلهای اقتصادی تازه، اما میمکوینها فرق میکنند. ارزش آنها تا حد زیادی به قابلیت دیدهشدن وابسته است.
دوجکوین که در سال ۲۰۱۳ به شکل یک شوخی راهاندازی شد، عمدتاً به لطف اشتیاق جامعه و توجه افراد مشهور به یکی از بزرگترین ارزهای دیجیتال جهان تبدیل شد. PEPE قدرتش را از فرهنگ میمِ اینترنتی میگرفت. BONK از مومنتوم و شتاب درون اکوسیستم سولانا سود برد. بیشمار پروژهی دیگر هم صرفاً با انرژیِ شبکههای اجتماعی بالا آمدند و فروپاشیدند.
این به این معنا نیست که میم کوینها بهطور پیشفرض غیرقانونی یا نامشروع هستند. بازارها مدتهاست به چیزهایی که فیزیکی نیستند هم ارزش میدهند: از جمله برندها، داستانها و اهمیت فرهنگی. اما یعنی توجه کمیابترین منبعی است که همهی چیزهای دیگر به آن وابستهاند.
در بازارهای میمکوین، توجه معاملهگران جذب میشود. معاملهگران نقدینگی ایجاد میکنند. نقدینگی میتواند قیمتها را بالاتر ببرد. بالا رفتن قیمتها توجهِ حتی بیشتری را جذب میکند. این چرخه خودش را تغذیه میکند. تا وقتی گفتگو ادامه دارد، دارایی هم زنده میماند.
همچنین بخوانید : تفاوت ETFهای بیت کوین با ETF های طلا در چیست؟
آیا میدانستید؟ مدتها قبل از اینکه کریپتو وجود داشته باشد، ایستگاههای رادیویی از شوهای تبلیغاتی و ترفندهای عجیب و غریب برای جذب مخاطب استفاده میکردند. گفته میشود بعضی از مسابقههای عجیب باعث آسیبدیدگی شدهاند و این نشان میدهد که تلاش برای جلب توجه همیشه ریسکهای پنهان هم همراه داشته است.
Pump.fun چگونه اقتصادِ تولید توکن را تغییر داد
Pump.fun با سریعتر، ارزانتر و آسانتر کردن لانچ راهاندازیها برای کاربرانِ غیرتخصصی، تولید میمکوینها را تغییر داد.
راهاندازی یک توکن زمانی نیازمند دانش فنی، پشتیبانی بازاریابی و سرمایهی استارتاپ بود. Pump.fun این فرایند را خیلی سریعتر کرد. با مقدار کمی پول، تقریباً هرکسی میتوانست ظرف چند دقیقه یک توکن ایجاد کند.
نتیجه چشمگیر بود. گفته میشود میلیونها توکن از طریق این پلتفرم راهاندازی شدهاند. طرفداران آن را گامی بزرگ در جهت دسترسیِ باز میدانند.
با این حال، دسترسی باز پیامدهای ناخواسته هم داشت.

جایزه وایرال برای ترک کار جلوی دوربین
وقتی تقریباً هرکسی میتواند یک میمکوین راهاندازی کند، خود را متمایز کردن به چالش اصلی تبدیل میشود. دیگر ایجاد کردن مانع اصلی نیست، توجه است.
به همین دلیل بازاریابی تبدیل به یکی از ارزشمندترین بخشهای اقتصاد میمکوین شد. در بازارهایی که بر پایهی توجه ساخته شدهاند، رقابت اغلب به رفتارهای افراطیتر سوق پیدا میکند.
پول دادن به مردم برای وایرال شدن
بازارچهی GO باونتی در Pump.fun، تبلیغ میمکوین را به چیزی مستقیمتر تبدیل کرد. به کاربران اجازه میداد به دیگران برای انجام کارهای تبلیغاتی، از جمله ترفندهایی که برای جذب توجه طراحی شده بودند، پول بدهند.
ایده ساده بود. کاربران میتوانستند در ازای انجام کارهای تبلیغاتی پاداش ارائه دهند. بعضی کارها نسبتاً بیخطر بودند. بقیه وارد قلمروی نگرانکنندهتر میشدند” به طوری که شرکتکنندگان پاداشهایی را قبول میکردند که شامل کوتاهکردن موهایشان، نوشیدن الکل جلوی دوربین و انجام حرکات عمومی یا نمایشی هرچه عجیبتر میشد.

یک شیرینکاری به یک اشتباه دائمی تبدیل شد
یکی از نمونههایی که بیشتر به اشتراک گذاشته شد مربوط به Arivu، یکی از ساکنان تامیل نادو در هند بود. او عبارت $boutywork را روی پیشانیاش تتو کرد تا بتواند آن باونتی را کامل کند.
آنچه قرار بود یک اقدام تبلیغاتی باشد، تبدیل شد به یک نشان/اثر فیزیکی دائمی که به یک لحظهی کوتاهمدت اینترنتی وصل بود. معاملهگران همچنان دربارهی توکنهای مرتبط گمانهزنی میکردند. اینترنت هم به حواسپرتی بعدیاش پرداخت، اما تتو باقی ماند.
میدونی؟ اصطلاح «میم» را ریچارد داوکینز (Richard Dawkins)، زیستشناس تکاملی، در سال ۱۹۷۶ برای توصیف اینکه چگونه ایدهها از طریق فرهنگ پخش میشوند ابداع کرد. میمهای اینترنتی بعداً به اندازهای قدرتمند شدند که بتوانند روی بازارهای مالی اثر بگذارند.
چرا رفتارهای افراطی میتواند از نظر مالی منطقی به نظر برسد
در ظاهر، این مثالها صرفاً بیمعنی به نظر میرسند. چرا کسی باید ظاهرش را برای همیشه تغییر دهد یا ریسک واقعی را برای تبلیغ یک توکن گمانهزنیکننده بپذیرد؟ پاسخ در اقتصادِ توجه نهفته است.
مخاطبان آنلاین سریع واکنش نشان میدهند. چیزی که امروز واکنش میگیرد، فردا میتواند عادی به نظر برسد. این را اینفلوئنسرها و تبلیغکنندهها خوب میدانند. برای اینکه دیده شوند، سازندگان اغلب احساس فشار میکنند که میزان اقدام را بالاتر ببرند.
رفتار افراطیتر میتواند واکنشهای قویتری ایجاد کند. واکنشهای قویتر میتواند به توزیع/پخش گستردهتر منجر شود. و این در ادامه توجه بیشتری جذب میکند. در بازارهای میمکوین، توجه میتواند به شکل مستقیم روی فعالیت معاملاتی اثر بگذارد.
خشم و برانگیختگی هم میتواند به عنوان تبلیغ کار کند. حتی افرادی که حرکات افراطی را نقد میکنند ممکن است با به اشتراک گذاشتن اسکرینشاتها، انتشار نظر/تحلیل و زنده نگه داشتن موضوع، آن را بیشازپیش تقویت کنند. آن حرکت تبدیل میشود به بخشی از هویت یا شناسهی توکن. در بعضی موارد، جنجال ممکن است از همان ابتدا محصول باشد.
مشوقهای سازندگان چگونه گمانهزنی پرریسک را تغذیه میکند
فرهنگ میمکوینِ امروزی حالا شبیه ترکیبی از تلویزیون واقعیتمحور (reality television) و گمانهزنی آنلاینِ پرریسک شده است. شرکتکنندگان فقط دنبال بازده مالی نیستند. آنها همچنین برای به رسمیت شناخته شدن اجتماعی رقابت میکنند: جایی که وایرال بودن خودش میتواند نوعی ارز به نظر برسد.
چند نیروی روانشناختی به توضیح این رفتار کمک میکند.
اولی سودِ رو به بالاِ نامتقارن (asymmetric upside) است. یک فداکاری نسبتاً کوچک ممکن است معقول به نظر برسد، وقتی حتی احتمال کمی برای اینکه پاداش مالیِ مهمی به دست بیاید وجود دارد.
دومی فشار مالی است. برای افرادی که با مشکلات واقعی پول روبهرو هستند، پاداشهای کریپتویی نسبت به دستمزدهای محلی میتواند قابل توجه به نظر برسد.
سومی این است که شهرت اینترنتی ارزش خودش را دارد. یک لحظهی وایرال میتواند دنبالکنندهها و فرصتهای آینده بیاورد فراتر از هر توکن واحد.
در نهایت، ترس از جا ماندن (fear of missing out) میتواند قدرتمند باشد. وقتی مردم میبینند دیگران توجه میگیرند و احتمالاً پاداش هم دریافت میکنند، ممکن است ریسکهایی را که معمولاً با احتیاط به آنها نگاه میکردند نادیده بگیرند.
هیچکدام از این انگیزهها فقط مختص کریپتو نیستند. چیزی که کریپتو اضافه میکند سرعت و شدتِ گمانهزنی است. با هم، میتوانند این نیروها را چند برابر قویتر کنند.
بازاریابی خلاقانه یا بهرهکشی؟
طرفداران این کارها میگویند منتقدان نگرانی را بزرگنمایی میکنند. از نظر آنها، مشارکت داوطلبانه است.
مردم معمولاً در ازای پول، توجه یا سرگرمی ریسک را میپذیرند. شرکتکنندگانِ تلویزیون واقعیتمحور در چالشهای تحقیرکننده شرکت میکنند. اینفلوئنسرها محصولات مشکوک را تبلیغ میکنند. ورزشکاران حرفهای برای درآمد و شهرت ریسک آسیب جدی را به جان میخرند. استدلال این است که باونتیهای کریپتویی نباید کاملاً متفاوت با اینها تلقی شوند.
اما بخشی از این دیدگاه واقعیت دارد. همهی باونتیها بدخواهانه نیستند. کمپینهای مبتنی بر جامعه هم میتوانند خلاقانه، خندهدار و مشارکتی باشند. بعضی جوامع میمکوین دقیقاً به خاطر اینکه بازاریابی سنتیِ شرکتی را رد میکنند توجه جذب میکنند.
با این حال، منتقدان تصویری پیچیدهتر میبینند. رضایت همیشه آنقدر ساده نیست و فشار مالی میتواند قضاوت را تحت تأثیر قرار دهد. وقتی پاداشهای فوری جلوی چشم قرار میگیرند، شرکتکنندگان ممکن است پیامدهای بلندمدت را دستکم بگیرند.
پلتفرمها همچنین ممکن است به طور غیرمستقیم از افزایش درگیری و مشارکت و فعالیت معاملاتیای که محتوای جنجالی ایجاد میکند سود ببرند. در عوض، مخاطبان ممکن است شروع کنند به انتظار داشتن استانتهای بزرگتر و پرریسکتر تا علاقهشان حفظ شود.
این ما را به یک پرسش اخلاقیِ ناراحتکننده میرساند: از چه نقطهای مشارکت داوطلبانه تبدیل میشود به بهرهکشی؟
الگویی که کریپتو قبلاً هم دیده
بحثهای فعلی کاملاً تازه نیستند. Pump.fun پیشتر هم بابت ویژگیهای پخش زنده (livestreaming) مورد انتقاد قرار گرفته بود. گزارشها نشان میداد که برخی سازندگان از رفتارهای افراطیترِ روزافزون برای جذب سرمایهگذاران و بینندهها استفاده کردهاند.
این موضوع ادعا میکرد شامل محتوای صریح جنسی، رفتار تهدیدآمیز و اجراهای پرهیاهوی دیگر بوده که برای افزایش دیدهشدن توکن طراحی شدهاند. بعدتر، پلتفرم پخش زنده را قبل از اینکه با اقدامات نظارتی دوباره فعالش کند، متوقف کرد.
این الگوی کلی آشناست. قالبهای جدید مخاطب جذب میکنند. رقابت افزایش پیدا میکند. شرکتکنندگان رفتارشان را برای متمایز شدن بیشتر میکنند. عکسالعمل عمومی شکل میگیرد و پلتفرمها هم در پاسخ قوانینشان را سفتتر میکنند.
این چرخه بارها در تلویزیون، شبکههای اجتماعی و فرهنگ اینفلوئنسری اتفاق افتاده است. شاید کریپتو فقط دارد یک الگوی آشنا را تکرار میکند با مشوقهای توکنی که یک لایهی دیگر به انگیزه اضافه میکند.
آیا میدانستید؟ اقتصاد رفتاری نشان داده که اثبات اجتماعی/مشروعیت اجتماعی (social proof) میتواند به شدت روی تصمیمگیری اثر بگذارد. وقتی مردم میبینند دیگران وارد روندهای پرریسک میشوند، ممکن است آن ریسکها را کماهمیتتر ببینند و بیشتر احتمال دارد آنها را تقلید کنند.
ناحیه خاکستری مقررات
این تحولات برای نهادهای ناظر پرسشهای دشواری ایجاد میکند. دستهبندی برنامههای باونتی (bounty) آسان نیست.
بسته به اینکه آنها چگونه طراحی و اجرا شوند، ممکن است به چشم کمپینهای بازاریابی، مسابقات ترویجی، روابط کاری غیررسمی، سیستمهای پاداش پرریسک یا چیزی شبیه به این دیده شوند چیزی که قوانین موجود برای مدیریت آن طراحی نشده بودند.
نهادهای حمایت از مصرفکننده ممکن است بپرسند آیا شرکتکنندگان بهطور روشن از ریسکها آگاه میشوند یا نه. نهادهای کاری ممکن است بررسی کنند آیا افرادی که به خاطر نیاز مالی به این کار کشیده شدهاند، به حفاظتهای بیشتری نیاز دارند. نهادهای ناظر بر اوراق بهادار میتوانند بررسی کنند آیا پاداشهای مبتنی بر توکن، ماهیت حقوقیِ فعالیت ترویجی را تغییر میدهد یا نه.
پاسخها احتمالاً در حوزههای قضایی مختلف متفاوت خواهد بود. بدون استانداردهای روشنتر، پلتفرمها ممکن است وارد یک دوره طولانی از عدمقطعیت نظارتی شوند.
آیندهی بازاریابی میمکوینها همچنان نامشخص است
خوشبینها رخدادهای اخیر را نه نشانهی یک روند گستردهتر، بلکه زیادهرویهای جداگانه میبینند. آنها باور دارند مدل میتواند هنوز بهتر شود.
در این دیدگاه، سیستمهای باونتی میتوانند به اشکال سازندهتری از مشارکت اجتماعی/جامعه بالغ شوند. اگر سیستمهای باونتی خوب طراحی شوند، میتوانند خلاقیت را پاداش بدهند بدون اینکه رفتارهای مضر را تشویق کنند.
بعضی دیگر انتظار عکس آن را دارند. آنها استدلال میکنند رقابت برای جلب توجه، شرکتکنندگان را همچنان به سمت کارهای پرریسکتر هل میدهد تا زمانی که یک حادثه جدی باعث اجرای اقدامات بزرگ نظارتی شود.
محتملترین نتیجه احتمالاً بین این دو حالت قرار میگیرد. پلتفرمها ممکن است قوانین نظارت (moderation) سختگیرانهتری اتخاذ کنند. بعضی انواع از چالشها ممکن است بهطور کامل ممنوع شوند. جوامع نیز ممکن است تاکتیکهایی را که آنها را استثماری/بهرهکشیآمیز ببینند، رد کنند. در گذر زمان، بازار شاید یاد بگیرد مخاطبان دقیقاً کجا خط قرمز را میکشند.
خرید و فروش ارزهای دیجیتال از امروز شروع کنید
ممکن است علاقه مند باشید
ثبت دیدگاه
لیست نظرات (0)
انتخاب سردبیر
مفاهیم پایه
بیشتر بخوانید



























